|
سه شنبه ، 11 اسفند 1388 ، 00:00 |
|

کردانه: دفتر شعر نم نم باران پائیز قسمت 6 مقدم خسروی"میلکان: ترجمه کردی به فارسی: تورج اسپری: در زنجیره کوه پراو/در سراب زمزم ریجاب/بر روی مشتی خاک غمگین/به جهان چشم گشودم/بدون آزادی قد کشیدم/بزرگ شدم/همانند کبوتری خسته:
بهای آزادی در زنجیره کوه پراو در سراب زمزم ریجاب بر روی مشتی خاک غمگین به جهان چشم گشودم بدون آزادی قد کشیدم بزرگ شدم همانند کبوتری خسته پر کشیدم تا عمق خیال آزادی آزادی برایم سرابی گشت به دنبالش شدم سرگیجه سرگردانی دوران نصیبم شد پاهایم مرز پنج کشور را پیمود دستم به سراب نرسید همانند پیر سالخورده از دست و پا فتادم آزادی از من خون می خواهد خون من کفاف آزادی نمی دهد پرنده تنها
پرنده تنها در میان زردی افق لا به لای برگ درخت خانهای ما غمگین........غمگین ندا سر می داد و می خواند صدای پر از درد و فغان دردش را نمی دانستم بی خانمانش کرده بودند شاید جوجههایش را دزدیده بودند شاید معشوقهاش را کشه بودند شاید بزرگان پرنده را هم نسل جغد می خواندند پرندهای شوم که برروی هر بامی می نشست طالع نحسش خانه را ویران می کرد ما بچههای رهستا او را سنگ باران کردیم در لا به لای برگ درخت نجست و نجست بزرگان تبر به دستمان دادند درخت از ساقه ساقط شد پرنده پر زد تا خانهی خدا تکه ابری رعد و برق زد و بارید و بارید تا باران سیلاب شد خانهها هر یک تابوتی شد بر دوش سیل ما پرندهای را بی لانه کردیم پرنده ما را بی خانمان کرد ما بچههای روستا یک رنگ و هم صدا پیمان بستیم تسلم حرف بزرگان نشویم کمر به قتل درختان نبندیم پرندهگان را بی لانه نکنیم
|