کردانه: محمدرضا اسکندری : مصاحبه با کاک عبدالله مهتدی دبیرکل حزب کومه له کردستان ایران در رابطه به جنبش سبز و مطالبات مردم کرد.در این مصاحبه تلاش خواهیم کرد که مشکلات پیش روی جنبش سبز، نقش مردم کرد ومطالبات آنان و آیا در آینده جنبش سبز می تواند به مطالبات مردم ایران و کرد پاسخ مثبت بده و سئوالاتی در این باره:مهمان تلفنی این هفته من کاک عبدالله مهتدی یکی از قدیمی ترین سیاست مدران کرد است که به سئوالات من پاسخ می دهد.
در صورتیکه با شیوه بالا به خاطر فیلترینگ جمهوری اسلامی نمی توانید این مصاحبه را گوش کنید شما می توانید از طریق دانلود کردن برنامه با استفاده از لینک زیر از فیلترینک عبور کنید
کاک عبدالله سلام بر شما:با درود و سلام به شنوندگان عزیز رادیو کردانه. در رابطه با جنبش سبز، چالشهای پیش رو، مصاحبه ها، تحلیلها و مقالات بسیاری نوشته شده است.در این برنامه ما تلاش خواهیم کرد که به مشکلات پیش روی جنبش سبز، نقش مردم کرد و مطالبات آنها بپردازیم. همچنین می خواهیم پاسخی به این سوال که آیا در اینده جنبش سبز جوابگوی مطالبات مردم ایران و مردم کرد هست نیز بدهیم. در رابطه با ابهاماتی که حول و حوش اینگونه سوالات موجود است به سراغ یکی از سیاستمداران کرد " کاک عبدالله مهتدی دبیر کل کومله کردستان" رفتیم و با ایشان مصاحبه ای انجام دادیم. در این گفتگو تلاش خواهیم کرد به سوالاتی که در رابطه با مطالبات مردم کرد و جنبش سبز از طریق ایمیل برای ما ارسال شده است نیز پاسخ بدهیم.
اسکندری: اقای مهتدی سلام بر شما
عبدالله مهتدی: سلام بر شما اقای اسکندری و بر همه شنوندگان عزیز رادیو کردانه
اسکندری: اقای مهتدی همون طوری که خودتون در این هفت ماه گذشته نقش فعالی در حرکتها و حمایت از جنبش سبز ایران داشته اید و خودتون هم دیدید و شاهد بودید که مردم کرد به شیوهای مختلف دراین جنبش نقش داشتند. مردم کرد حتی شهدائی هم تقدیم جنبش سبز ایران نمودند. احزاب کردی هم کم یا بیش حالا هر کسی بنا بر تحلیل و تاکتیک خودش تلاش کرد به مبارزات جنبش سبز کمک کند، اولین سوالم از شما به عنوان دبیر کل حزب کومله کردستان ایران این است: حزب شما هم اکنون بیش از 30 سال است که در مقابل جمهوری اسلامی با سلاح مبارزه می کند، یعنی مبارزه مسلحانه ای که سال 58 شروع کرده و به این مبارزه تا به حال ادامه داده است. الان هم هفت ماه است که مبارزه مسالمت جویانه ای به نام جنبش سبز، البته بیشتر در شهرهای بزرگ آغاز شده و تاکتیک و استراتژی مبارزه مسالمت امیز را انتخاب کرده است.ایا حزب و تشکیلات شما می تواند دراین شرایط تاریخی استراتژی مبارزه مسالمت امیز جنبش سبز را بپذیرد و با عمق بخشیدن به این مبارزه استراتژی مبارزه مسالمت امیز را اغاز کند؟
عبدالله مهتدی: اجازه بدهید من پاسخ سوال شما را در چند نکته جواب بدهم . یکی اینکه مردم کردستان در همون روز اول، یعنی سال 1357 و 58 و به دنبال انقلاب هم، هرگز خواهان این نبودند که برای تامین خواسته هایشان دست به اسلحه ببرند.من الان وقت شما و شنوندگان شما را خیلی نمی گیرم ولی کوهی از مدارک هست که نشان می دهد که کردها اماده مذاکره و دیالوگ سیاسی بودند. کردهها همواره راه حلهای سیاسی و مدنی برای طرح تقاضاهای عادلانه و ابتدایی خودشان را در ایران مطرح می کردند. ولی از طرف جمهوری اسلامی ایران بدون هیچ دلیل و مدرکی مورد حمله مسلحانه قرار گرفتند. علتش هم بیش از هر چیز این بود که خصلت و نوع جنبش و انقلاب در کردستان در طول همان سال 1357 هم متفاوت بود. در کردستان ما نه حاکمیت روحانیت و نه تسلط اسلام سیاسی بنیاد گرا و نه هیچ کدام از آن خصوصیاتی را که بعدا به عنوان انقلاب اسلامی به معنی اخص کلمه شناخته شدند، نداشتیم. جنبش کردستان یک جنبش دمکراتیک و جنبش سکولار برای ازادی خواهی بود. همین هم بود باعث شد که سردمداران انوقت جمهوری اسلامی این واقعیت را بر نتابند. بنابراین می خواهم بگویم، در وهله اول رژیم جمهوری اسلامی بود که در 28 مرداد 1358به کردستان حمله کرد و تا کنون هم برخوردشان کاملا نظامی و امنیتی و خشن باقی مانده است. دوم اینکه حتی بعد از حمله جمهوری اسلامی در مراحل گوناگون، کردها خواهان حل مسئله خودشان از طریق گفتگو بودند و در گذشته هم البته گفتگوهائی صورت گرفته است. حتی مذاکرات نمایندگان خلق کرد و دولت مرکزی هم از طرف دولت مرکزی آنوقت قطع شد و صرفا به عنوان یک تاکتیک برای تجدید قوا و حمله مجدد از اون دوره اتش بس استفاده شد. حملات نظامی در اواخر سال 58 و ابتدای سال 59 مجدد از سر گرفته شد.
اسکندری: مبارزه مسالمت جویانه سخت تر از هر نوع مبارزه دیگری است، در دنیای واقعی مردم و رهبران سیاسی با هوش کسانی هستند که از شرایطی خاصی که در کشور شان بوجود می آید حداکثر استفاده را بکنند. رهبران با هوش تلاش می کنند با دادن کمترین هزینه، از طریق قانون اساسی و ضعیف ترین اصول قانونی کشور برای خواسته های ملت خود استفاده کنند. آیا خواسته های حداقلی کروبی و موسوی در شرایط کنونی برای پیوند مبارزات حزب شما با این حرکت اجتماعی کافی است؟
عبدالله مهتدی: این شیوه هیچ عیبی ندارد و در همه دنیا مورد مورد استفاده قرار گرفته است. هیچ دلیلی هم ندارد که مردم ایران و مردم کردستان هم نتوانند از این شیوه استفاده کنند. یعنی طرح خواستهای حداقلی برای اینکه بتوان بیشترین تعداد از مردم را به دور خودش جمع بکند و یک جنبش بسیار گسترده و فراگیر به وجود بیارورد و مردم به حقوق خودشان برسند و از این طریق به حاکمیت فشار بیاورند. بنظر من هیچ اشکالی ندارد بلکه خیلی هم بجاست. مشکل وقتی میتواند شروع بشود که خواسته های جنبش حداقلی باقی بماند و افق روشنی برای اینده کار خود نداشته باشد. این را توجه بکنید، روزی که مردم جنبش را با خواسته های حداقلی شروع می کنند که در مورد جنبش سبز هم همین طور بود، معنی اش این نیست تا اخر روی انها خواهند ایستاد. این تا حدود زیادی بستگی به واکنش حاکمیت دارد. اگر حاکمیت بتواند در مراحل اول جنبش مردم، به خواسته های مردم جامه عمل بپوشاند. جنبش حالت تدریجی به خود می گیرد و خواسته ها خیلی به تدریج رشد می کنند ولی با اطمیان بیشتر و با مسالمت بیشتر. اگر برخورد حکومت با خواسته های جنبش مردم یک برخورد خشن و غیر منطقی باشد، انطور که ما در مورد جمهوری اسلامی در این دوره هفت ماه اخیر میبینیم. اگر نارضایتیها و بحران سیاسی و اجتماعی عمیق تر از این حرفها باشد، این عوامل باعث می شوند که جنبش خواستهای قبلی خودش را نه تنها کنار می گذارد بلکه از انها عبور می کند و خواسته ها ی به مراتب اساسیتر و ریشهای تری را مطرح میکند. ما در این هفت ماه دقیقا شاهد این بودیم که جنبش مرتبا مرزهای قبلی خودش را درمینوردد و مرتبا دست به مسائل اساسیتری میبرد. کما این که " از رای من کو " که یک خواست بسیار منطقی و لی محدود برای آن مقطع بود گذر کردند و به مسله تغییر قانون اساسی، مسله ولایت فقیه، نفی دیکتاتوری و حتی جدائی دین و دولت و بسیاری از خواسته هائی که در این هفت ماه شاهد بودیم مبدل شد. بنابراین خلاصه می کنم طرح خواسته های حداقلی برای ایران و برای مردم کرد به هیچ وجه کار نادرستی نیست و لیکن ما در عین حال بایستی حلقه های اتصال این خواسته های حداقلی را با مراحل بعدی جنبش بتوانیم به درستی برقرار کنیم.
اسکندری: اقای مهتدی جنبش سبز یک جنبش مدنی گذار به نظام دمکراتیک است. مردم ایران و نخبگانش بخصوص مردم کرد، سی سال است که به مبارزه خودشان ادامه می دهند. هم اکنون چه کاری باید انجام بدهند تا این جنبش به یک جنبش قوی مدنی تبدیل بشود و ما دیگر شاهد این نباشیم که از زبان رهبران احزاب سیاسی کرد این حرف را بشنویم " جنبش موسوم به سبز" در صورتی که این جنبش، جنبش سبز مردم ایران است و همانطوری که کروبی و موسوی و دیگران هم گفته اند این جنبش فقط به انها تعلق ندارد و این جنبش ازادی خواهانه مردم ایران است .
عبدالله مهتدی: ببینید یکی از تمایزات و تفاوتهای جالب و قابل توجه جنبش کنونی با انقلاب سال 1357 به عقیده من در این است که آن انقلاب از چند صدائی شروع شد ولی به تک صدائی منجر شد و خاتمه پیدا کرد. یعنی تکثر و پلورالیزم سیاسی فرهنگی و عقیدتی که در سال 57 وجود داشت به تدریج تحت تاثیر و تحت کنترل توتالیتاریسم اسلام سیاسی در امد و بنا براین همه چیز در واقع در یک صدا کنترل، ذوب و در نطفه خفه شد.این بار درست برعکس است. ابتدا از تک صدائی شروع شد، اما این جنبش سبز الان به تکثر خودش باور دارد و این تکثر را نشان میدهد. چند صدایی همواره بیشتر و بیشتر می شود. این خیلی جای خوشحالی است. این بازتاب واقعی جامعه ایران است و من اینجا نتیجه می گیرم که جواب سوال شما را بدم که خودتون هم می دانید تمام تلاش من در هفت ماه گذشته بر این بوده که نشون بدم که ما با حضور خودمان، کردها با حضور خودشان در این جنبش به اون تکثر می بخشند و مطالب و مطالبات خودشون را در این جنبش مطرح می کنند. با حضور کردها، نیروهای اجتماعی گوناگون، و طبقات و اقشار اجتماعی دیگر، جنبش سبز مردم ایران هر روز نیروی بیشتری میگرد. بدین شیوه جنبش هم صداییش تکثیر و هم موجودیتش تضمین و گارانتی میشود. بنابراین به نظر من باید بدون ترس در جنبش شرکت کرد. در عین حال مطالبات خود را در این جنبش پیگیری کرد. ضمن اینکه مطالبات عمومی جنبش وجود دارد و همه در ایران بایستی رو ی ان بتوافق برسند، به نظر من مطالبات اقشار گوناگون و یا خلقهای ایران هم کاملا جای خود دارد و باید مطرح بشود .
اسکندری: اقای مهتدی جمهوری اسلامی همیشه در طول ماههای گذشته تلاش کرده دو دستگی و فروپاشی درجنبش سبز به وجود بیاورد. نمونه اش سخنان امام جمعه دیروز تهران در نماز جمعه بود. دیروز احمد خاتمی و لاریجانی با طرح مسئله معترض خودی و غیر خودی تلاش در ایجاد دو دستگی بین سران جنبش سبز و مردم ایجاد کنند. بنظر شما اقایان موسوی و کروبی و دیگر نخبگان سیاسی و اجتماعی در داخل و خارج برای جلوگیری از ایجاد دودستگی در صفوف جنبش سبز ایران چه اقداماتی را بایستی انجام بدهند.
عبدالله مهتدی: عبدالله مهتدی: این کاملا طبیعی است وقتی که یک مبارزه و رودروی اجتماعی به این گستردگی در جامعه ای اتفاق می افتد دو اردوی مقابل هر کدام سعی بکنند که ریزش در صفوف طرف مقابل خودشان بوجود بیارند، نیروی خودشون را انسجام بدهند و طرف مقابل را دچار از هم گسیختگی و ریزش بکنند. تلاشهای حاکمان نظام جمهوری اسلامی برای اینکه تفرقه و ریزش صفوف جنبش سبز بوجود بیارند، همان طور که شما هم اشاره کردید، کاملا مشهود است. عقیده من بر این است که انها می خواهند و کاملا روشن هم گفتند که انها می خواهند بدنه مردمی این جنبش را از تعدای از چهره ها که بخصوص سابقه حضور به اصطلاح در اصلاح طلبان دولتی داشتند جدا بکنند. من فکر می کنم اشتباه مهلکی خواهد بود برای اقایان موسوی و کروبی اگر تحت تاثیر این نوع حرفها قرار بگیرند، صفوف خودشون را از صفوف مردم و جنبش سبز جدا بکنند و حسابشان را جدا بکنند. چرا، برای اینکه نیروی انها کاملا بستگی به مردم دارد. اگر مردم تا این حد در صحنه نبودند، مطمئن باشید انها را تا حالا دستگیر و زندانی میکردند و چه بسا از لحاظ فیزیکی از بین برده بودند. بنا براین اگر انها به هر نحوی چراغ سبزی به خواست امثال لاریجانی و احمد خاتمی و غیره بدهند و حتی کمی نشان بدهند که میخواهند صفوف خود را از بدنه جنبش سبز جدا کنند، به عقیده من هم برای خودشان شکستی خواهد بود و هم دست جمهوری اسلامی را باز می کنند تا یکی یکی مخالفان را بگیرد و حنثی بکند و نهایتا نابود بکند، هیچ نتیجه دیگری به غیر از این نخواهد داشت. بنا براین باید خیلی خیلی در این مورد هوشیار باشند.
اسکندری: در جنبش های اجتماعی و مدنی همیشه هر جنبشی یک سری مطالبات مقطعی داشته است. در زمانی که گاندی می آید مسئله هند را بررسی می کند . اولین گامش مسئله نمک و معادن نمک است.در شرایط کنونی ایران، جنبش سبز حرکتهای مقطعی و خواسته های مقطعی و مطالباتی مقطعی خودش را گام به گام به پیش میبرد. بطور مثال بیانیه هفده هم مهندس میر حسین موسوی و راهکارهای اقای مهدی کروبی به اسم خروج از بحران در روز نامه ها و سایتها چاپ شد و پخش شد. با توجه به تجربیات تاریخی بشر در مبارزات ضد خشونت، شما مسئله مطالبات مقطعی جنبش سبز که در بیانیه هفدهم و در راهکارهای اقای کروبی هم به مردم ایران اعلام و ابلاغ شد، را چه جوری بررسی و تحلیل می کنید
عبدالله مهتدی: به نظر من هدف اصلی بیانیه شماره هفده اقای موسوی این بود که تلاش کند آن رودرویی قطعی حکومت را با مردم و با جنبش حتیالامکان به عقب بیندازد و آنها را دچار نوعی تردید در زدن ضربه قطعی بر جنبش بکند و احتمالا تاثیر بگذارد بر صفوف آنها و کمی انها را دست به عصاتر ومحتاطر بکند که در سایه آن جنبش و مردم بتوانند نفسی بکشند و دوباره صفوفشون را محکم بکنند. از مقطع انتشار بیانیه تا الان میبینیم تا حدی هم به هدف رسیده. منتها من تصورم این است که این به اصطلاح نرمشی که جمهوری اسلامی و سران رژیم از خودشون نشون میدهند کاملا خدعهآمیزه و برای دلسرد کردن مردم است. بطور مشخص برای جلوگیری از حضور قدرتمند مردم در روز 22 بهمن است. اما از لحاظ خواسته هایی که الان میشود مطرح کرد به نظر من خواستی که دارد به خواست محوری همه تبدیل میشود، به نظر من به درست عبارت از انتخابات ازاد است که به نحوی در بیانیههای اقای موسوی و کروبی هم بود. طبعا بایستی این خواست را خیلی خیلی شفافتر از اینها بیان کرد و کسانی که میتوانند بایستی کاملا بیان کنند. انتخابات ازاد یعنی مطلقا بدون نظارت استصوابی، بدون مسله خودی و غیر خودی، که این خودی و غیرخودی طاعون نطام سیاسی ایران است و تا این هست کشور روی دمکراسی به خودش نخواهد دید، بلکه انتخاباتی با معیارها و ضوابط بینالمللی و بر اساس این ضوابط و با نظارت بین المللی بدون حذف. طبیعی است برای یک چنین انتخاباتی بایستی خشونتهای دولتی تمام بشود، بایستی رسانه ها ازاد بشوند، ازادی بیان باشد، ازادی تجمعات و فعالیت سیاسی باشد. تا اصولا بشود یک انتخابات ازاد برگزار کرد. من فکر می کنم این کلیدی ترین خواسته ایست که الان جنبش میتواند در این مقطع مطرح بکند و همه را بدور خود جمع بکند. اعم از سکولار و یا سایر معترضین.
اسکندری: اقای مهتدی در نمونه های موفق مبارزه مسالمت جویانه و گذار موفق به دمکراسی مهمترین خواست مخالفان و اپوزسیون همیشه در میزهای مذاکره حل شده که خواست آنها هم برگزاری انتخابات آزاد بود است ، آیا شما و حزبتان با این شرایط که برگزاری یک انتخابات رقابتی منصفانه و آزاد بعنوان شرط اصلی جنبش سبز ایران باشد، موافقید و حاضرید که خودتان و نیروهایی که دارید در خدمت این شرط برای اینکه رژیم جمهوری اسلامی را مجبور به اطاعت و قبول این شرط کنید، فعال کنید؟
عبدالله مهتدی: بله، البته همانطور که گفتم اگر انتخابات به معنای واقعی و آزاد باشد نه از نوع انتخاباتهایی که ما تا بحال داشتهایم. مسئله اساسی این جنبش و خواست اصلی این جنبش این نیست که ما انتخاباتی از نوع فرض کنید دوره نهم ریاست جمهوری داشته باشیم، یا مثلا برگردیم به دو سه انتخابات گذشته و ببینیم چطور بوده و آنها را ملاک قرار دهیم. هیچ کدام از انتخاباتهای جمهوری اسلامی دمکراتیک نبود و همهاش محدود بوده، همه اش براساس خودی و غیر خودی بوده و هیچ کدام مطابق ضوابط شناخته شده دمکراتیک در جهان نبوده است و در هیچ کدامش آزادی واقعی نبوده، نه برای رای دادن و نه برای کاندیدا شدن. بنابراین اگر انتخابات آزاد باشد همانطور که شما اشاره کردید من همان طور که در پاسخ سوال قبلی تان گفتم اگر انتخابات واقعا آزاد باشد و ملزومات یک انتخابات آزاد را با خود داشته باشد به نظر من این سرآغاز یک تغییر جدی در جامعه ایران هست و این را باید فال نیک گرفت ولی آیا نظام جمهوری اسلامی آنطور که ما می شناسیم آیا حاضر به چنین چیزی هست؟ به نظر من جنبش بایستی با قدرتی بیشتر و شناختی بیشتر و خیلی با فراگیری بیشتری در تمام ایران عرض اندام بکند تا رژیم جمهوری اسلامی را ناگزیر از قبول چنین خواستی بکند.
اسکندری: درتمام کشورهایی که ما تا حالا دیدیم و به آزادی ازطریق شیوه مبارزاتی مسالمت جویانه دست یافته ان،مخالفان خودشان را در مرحله اولیه یا قدرت سهیم کردند. حتی به آنها تامین عدم پیگری قضایی هم دادند. که ما نمونه هایشان را در آفریقای جنوبی که ماندلا در رابطه با رئیس جمهور نژاد پرست آفریقای جنوبی کرد یا در لهستان و حتی در شیلی که پینوشه در مجلس سنا نماینده شد و از پیگری قضایی معاف شد. با توجه به این شیوه که می دانیم سران جمهوری اسلامی و خیلی از کسانی که در نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی هستند، دستشان به خون مردم آغشته است و فرشته هم نبوده اند، ولی تجربه جهانی مبارزه مسالمت جویانه نشان داده که اگر مردم آن کشورهها و مبارزان مدنی آن کشورها بیایند و از این شیوه استفاده کنند که من پیشاپیش گفتم مبارزهشون به نتیجه می رسد و خونریزی کمتری میشود آیا شما به این شیوه مبارزه که تا حالا موفق شده و خونریزی کمتری شده و نمره قبولی از لحاظ بین المللی و جهانی و نهادهای حقوق بشری گرفته اعتقاد دارید؟
عبدالله مهتدی: این شیوه ای است که در بعضی از کشورهای جهان انجام گرفته و همانطور که شما هم گفتید امتحان خودش را هم داده در مورد ایران هم به نظر من می شود به شکلهایی فکر کرد، به مکانیزمهایی فکر کرد که جلوگیری بکند از اینکه بعد از تغییر رژیم و یا در جریان تغییر نظام سیاسی، هیچ نوع حمام خونی راه بیافتد یا انتقام های کور کورانه ای در جامعه ایران صورت بگیرد. این کار به نظر من مصلحت هیچ کس نیست مسلما. اما آن چیزی که من می خواهم بگویم این است که ماندلا هم گفت می بخشیم اما فراموش نمی کنیم. من فکر می کنم بهترین راه حل این مسئله این است که در صورت تغییر نظام که امیدوارم از طریق مکانیزمهای دمکراتیک و مدنی و بدون توسل به خونریزی و خشونت انجام بگیرد، در چنین صورتی به نظر من جامعه جدید ایران، همه آن حقوقی را که جمهوری اسلامی در طول این سه دهه از مخالفان خودش دریغ کرد، یعنی دادگاهای منصفانه و عادلانه مطابق ضوابط دمکراتیک بین المللی و موازین درست و سالم قضایی را بایستی در اختیار سران و کسان این نظام بگذارد. آن چیزی که ما بایداز آن خودداری کنیم به نظر من انتقام گیریهای کورکورانه است، این کار را نباید کرد ولی در عین حال مراجع بعدی جامعه ایران یا بطور مشخص در مورد کردستان مراجع انتخابی و مشروع و مورد قبول مردم بایستی مکانیزمی را مطرح بکنند و در موردش تصمیم گیری کنند. بنده در موقعیتی نیستم که الان کسی راببخشم یا نبخشم ولی فقط میخواهم بگویم که بهترین راه این است که در آینده حقوق کامل اینها در دادگاهها مراعات بشود و آن شکنجه ای که آنها بر دیگران روا داشته اند اصلا در موردشان روا داشته نشود، هیچ نوع بدرفتاری و یا توهینی به ایشان نشود و حقوق آنها در دادگاهها برای دفاع از خودشان به رسمیت شناخته بشود. ولی باید بالاخره پرونده ها بیرون بیفتد تا جامعه ایران بداند که چه فجایعی در ایران اتفاق افتاده و تا نسلهای بعدی ایران هم بدانند. ما نبایستی جنایات جمهوری اسلامی را گم و گور کنیم، ولی نباید تر و خشک را همه باهم سوزاند و بایستی به شیوه قانونی و عادلانه و منصفانه عم کرد.
اسکندری: اقای مهتدی حزب شما و مردم کرد، در طول 30 سال اخیر مطالباتی داشتند. من مطالبات جنبش ملی کرد را می تتوانم دردر خواست فدرالیزم خلاصه کنم. درصورتیکه مطالباتی که امروز در لوای جنبش سبز ایران مطرح میشود بنظر نمیرسد پاسخگوی چنین نیازی باشد . رهبران، روشنفکران کرد و دیگر کسانی که با مسایل و مشکلات مردم کرد در طول 30 سال اخیر دست و پنجه نرم کردند و زحمت کشیدند. این مسله را در حال حاضر چگونه می خواهند مدیریت کنند.
عبدالله مهتدی: ببینید جنبش سبز از مشکلات و محدودیتها و کمبودها بری نیست و همونطور که گفتم در طی این 7 ماه به تدریج و گام به گام خودشو پیش میبرد و خودش را بسط و تکامل میدهد. یکی از مشکلات یا محدودیتهای این جنبش سبز به نظر من عبارت است از این است که به مسله کرد، مسله اعراب اهواز، مسله بلوچها، ترکمنها، ترکهای اذربایجان و غیره و به طور کلی به مسله ملیتها یا به اصطلاح متداول قومیتها هیچ پاسخی نداده و اون پاسخ لازم را اصلا نداشته در مورد اینها و این خودش یک کمبود بزرگی است. کمبودهایی دیگری هم دارد، کمبودهای اجتماعی، طبقاتی، سیاسی و اینها، که بایستی اینها برطرف بشود. تا اونجایی که به مسله مشخص کردها مربوط میشود که شما سوال کردید، عقیده ام اینست که ما کردها بایستی بتونیم یک استراتژی واحدی، یک خط مشی سیاسی واحد در مقابل جنبش سبز و در مقابل جنبش دمکراسی خواهی ایران اتخاذ بکنیم و خواستهای مرحلهایمان را در گذار به دمکراسی ایران بتوانیم فرموله بکنیم. البته خواست فدرالیزم به نظر من خواستی است هم برحق و هم کاملا در چهارچوب موازین حقوق بشر و هم در موازین بین اللملی نظامهای دمکراتیک دنیا میگنجد. عقیده من بر این است که این طرحی یا مکانیزمی است یا روشی است که صددرصد به نفع کل ایران هست و نه فقط به طور ویژه به نفع کردها و یا یک بخش خاصی از جامعه ایران. به نظر من این طرح فدرالیزم بایستی در جامعه ایران مطرح بشود، بحث بشود و بیشتر شناخته بشود و من امیدوارم هرچه بیشتر با استقبال روبرو بشود ولی به هرصورت خواسته های حداقلی مردم کردستان در این مقطع هم بایستی فرموله بشود. من خودم تلاشم بخصوص در این دوره اخیر و در سمیناری که اخیرا در شهر استکهلم برگزار شد دقیقا جلب همه کوشندگان و فعالین سیاسی و فرهنگی در کردستان به این واقعیت بود که ما بایستی بتوانیم بر خط مشی واحدی در مورد کردستان اتفاق نظر پیدا بکنیم.
اسکندری: اقای مهتدی همانطوری که خودتون میدانید و حتی یکی از احزابی بودید که در رابطه با مسئله ی جبهه متحد کردستانی کار کردید ولی متاسفانه باید بگویم تا شرایط کنونی هیچ گونه وحدت نظر بزرگی در رابطه با جبهه متحد کردستانی بوجود نیامده است. بنظر من مردم کرد در شرایط کنونی نیاز به یک وحدت دارند تا بتوانند مطالبات خود را در رابطه با جنبش سبز ایران پیگیری کنند و در اینده وقتی که جنبش پیشرو به مراحل بالاتری رسید، مشخص بشود با چه کسی از مردم کرد و با چه ارگانی، ارگانی که نمایند ه مردم کرد باشد صحبت کند و خواسته ها و مطالبات ملت کرد را در انجا پیگیری کنند. ایا زمان آن نرسیده، حال که احزاب و سازمانهای کردی که سابقه تاریخی به اندازه سابقه تاریخی کرد دارند، نتوانستند به این توافق برسند یک جبهه ملی کردستانی بوجود بیاورند. مثل جبهه اولی که در دوران مصدق بود و تمام مردم کرد، روشنفکران، نویسندگان، فعالان مدنی و احزاب کردی و کسانی که در احزاب کردی هم هستند، بصورت حزبی یا بصورت فردی در این جبهه ملی شرکت کنند. چون ما تا حالا نتوانستیم یک جبهه ملی یا یک جبهه کردستانی از احزاب داشته باشیم. ایا زمان این نرسیده، حال که احزاب این توانایی را ندارند همه مردم کرد، همه روشنفکران کرد به این نقطه برسند؟
عبدالله مهتدی: اقای اسکندری همانطوری که شما هم در جریان هستید و همه اونهایی که یا دستی در سیاست کردستان دارند و یا مسایل کردستان را تعقیب می کنند مید انند ما بیش از 9 سال است که این طرح جبهه متحد کرد را مطرح کرده ا یم، براش طرح دادهایم و تلاش کردهایم. اوایلش با سردی و حتی با تمسخر باهاش برخورد کردند ولی به تدریج این ایده و این اندیشه مکان کاملا بالایی را در افکار عمومی سیاسی کردستان پیدا کرد و تلاشهای عملی براش شد و در یک مقاطعی حتی بنظر میرسید که ما به دستاوردهای مهمی هم دست پیدا می کنیم. به دلایلی که از حوصله این مصاحبه خارج است همانطور که شما گفتید متاسفانه تا به حال یک چنین چیزی شکل نگرفته است. در دو سه سال گذشته با انشعابهایی که در احزاب کرد صورت گرفت و گروهایی جدا شدند، این مسئله الان پیچیده تر از سابق هم شده است. چیزی که من عرض میکنم این است که ضرورت این اتحاد کماکان وجود دارد ولی به نظر من راهش این نیست. این دو سه سال گذشته خیلیها تلاش کردند احزاب کردی را دور هم جمع کنند و سر یک میز هر کسی اختلاف خود را با ان یکی مطرح کند و حل کند. در این مقطع راه حلش این نیست. چیزی که من مطرح کردم و امیدوارم که مورد توجه علاقمندان قرار بگیرد این هست: برای رسیدن به یک چنین اتحادی در کردستان که صددرصد لازم هم هست ما بایستی بیاییم از خط مشی سیاسی واحد شروع بکنیم، نه اینکه از تلاش برای رفع و رجوع اختلافات بین احزاب حرکت کنیم. ماباید ابتدا استراتژیمان، خط مشی سیاسیمون، تحلیلمون را از وضعیت کنونی ایران، از جنبش دمکراسی خواهانه ایران، مطالباتمان رو، شیوه های کارمان رو مطرح کنیم و روی اینها یک بحث و دیالوگ سیاسی در کردستان راه بیندازیم. که تلاش ما همین بوده است. من خودم 7 ماهه دارم همین را مطرح می کنم و در این زمینه صحبت می کنم و خوشبختانه به نظر من این دیدگاه و این شیوه برخورد با جنبش سبز الان در کردستان دارد به گفتمان غالب تبدیل میشود. به هر صورت ما ابتدا روی خط مشی سیاسیمون بیاییم بحث کنیم، اتفاق و اتحاد نظری که در این مورد به عقیده من میتواند پیدا بشود، آن را برای نزدیکی و ائتلاف احزاب کردی مبنا قرار بدهیم. به عقیده من الان در این مقطع راهش این هست.
اسکندری: اقای مهتدی در اوایل سرکوب یعنی دقیقا یک هفته بعد از سرکوب شدید جمهوری اسلامی در بعد از 22 خرداد تلویزیونهای کردی از اون زمان تا الان نقش بسیار فعالی در انعکاس اخبار و مطالبات مردم و جنبش سبز داشتند. که میشود این را به عینه دید و همه ایرانیان هم به این اعتقاد دارند که تلویزیونهای کردی زبان، بالاترین انرژی را برای انعکاس مطالبات مردم و جنبش سبز از خودشون نشون دادند و کار کردند. در همون اوایل چند نفر از دوستان نزدیک اقایان کروبی و موسوی با من تماس گرفتند و خواستار کسب تجربه و کمک تلویزیونهای کردی برای برنامه و تلویزیونی برای جنبش سبز شدند. که من با شما و با کاک عمر ایلخانی زاده تماس گرفتم که انها هم یک تلویزیون دارند، و چه شما و چه کاک عمر از این پیشنهاد استقبال کردید و گفتید که ما هر کمکی از دستمون بربیاد برای جنبش مدنی و دمکراسی خواهانه ایران، یعنی جنبش سبز، انجام میدهیم. ولی متاسفانه با توجه به فشاری که رژیم اورد و تعداد زیادی از نفرات موسوی و کروبی دستگیر شدند ، اونها هم گفتند که اگر ما این تلویزیون را راه بیندازیم بخصوص اونهم از کانالهای تلویزیونی احزاب کردی، احتمال اینکه فشارها و زندانها تشدید بشود. این مسله را برای مدتی که معلوم هم نیست عقب انداختند. اگر الان رهبران جنبش سبز و مردم و فعالان جنبش سبز در داخل و خارج از شما بعنوان رهبر حزب کومله کردستان بخواهند ساعتهایی از برنامه تلویزیون روژهه لات را در اختیار جنبش سبز قرار بدهید، ایا جواب شما در این شرایط هم مثل همون زمان اری است؟
عبدالله مهتدی: بله جواب ما کاملا مثبت است و همونطور که شما خودتون هم اشاره کردید نه فقط ما بلکه سایر تلویزیونهای ماهوارهای کرد ایرانی هم همینطور، ولی بویژه ما هفت ماه است که در حد امکانات خودمون تلویزیون روژههلات را برای انعکاس مبارزه ازادیخواهانه ی مردم به خدمت گرفتیم. جنبش سبز، مطالباتش، تحلیلش، اخبارش، تصویرهاش و همه چیزش را ما در حد توانمون پخش کردهایم و اطلاع رسانی کردهیم و هنوز هم مشغولیم و بنابراین اگر واقعا دوستان جنبش سبز خواهان این باشند و بتوانند نوعی هماهنگی ایجاد کنند، در داخل نمیشود هماهنگی ایجاد کرد، در خارج هماهنگی ایجاد کنند و از ما بخواهند ما با کمال میل اماده همکاری در این زمینه هستیم.
اسکندری: اقای مهتدی من از طرف خودم و از طرف رادیو کردانه از این که شما وقتتون را به ما دادید و در رابطه با جنبش سبز و مسایل و چالشهای پیش رو با ما صحبت کردید، بسیار متشکرم در پایان اگر پیامی دارید بفرمایید.
عبدالله مهتدی: من هم از فرصتی که در اختیارم گذاشتید خیلی ممنونم و فقط میخواستم بگویم در ادامه این تلاشها و بحثهایی که داشتهام، در یک دو روز اینده متنی را بصورت کتبی در اختیار جنبش و در اختیار مردم قرار خواهم داد که متن آن بنحو فرموله ای مسائل را عنوان کرده است. من امیدوارم که بتوانیم نقطه اجماع و اتحادی برای مردم کردستان باشیم و موجب تفاهم و درک متقابل بیشتری هم با کل جنبش سبز و بقیه مردم ایران شده باشیم.
اسکندری: شوندگان رادیو کردانه همانطوری که اقای عبدالله مهتدی گفت در اینده بسیار نزدیک درطی 2 یا 3 روز اینده یک متن نوشتاری در رابطه با خواستها و مسایل حول و حوش جنبش سبز در اختیار سایت کردانه قرار می دهد. سایت کردانه در اولین فرصت ممکن متن این نوشته را در اختیار تمامی رسانه های داخلی و خارجی قرار می دهد. امیدواریم که همه دوستان، همه کسانی که به جنبش سبز و به جنبش ازادیخواهانه ی ایران و به مسایل و مطالبات مردم کرد اعتقاد دارند، بطور فعال با این مسایل برخورد کنند. سایت و رادیو کردانه این حرکت را بعنوان بخشی از مبارزات مسالمت جویانه و آزادیخواهانه مردم کرد تلقی می کند و بدان امید که تمامی مردم میهنمان در راستای پر بار کردن جنبش سبز مردم ایران دست به دست هم بدهند و برای استقرار آزادی، عدالت و دمکراسی در ایران بکوشند. تا برنامه دیگر شما و مهمان گرامی این برنامه اقای عبدالله مهتدی را به خدای بزرگ می سپاریم. خدا یار و نگهدارتان باشد