kurdane.com
کودکان شنگال چشم به راه کمک های شما

kurdane.com
بخشی از دلایل اصرار دولت ترکیه برحمایت از دولت ضد انسانی داعش
kurdane.com
استقلال طلبھای کورد نیازی بە دستاویز ندارند
kurdane.com
حزب تودە ایران و جنبش ملی کرد در ایران (١٣٦١ـ ١٣٥٧)
kurdane.com
بدون یک سیستم سیاسی فدرال در آینده ایران وجود خارجی نخواهد داشت
kurdane.com
“یارسان و ایزدی”، سناریوی اسلام ناب و اقلیم کوردستان
kurdane.com
مراکز مشاوره روحی و روانی ایرانی در هلند را بهتر بشناسیم؟
kurdane.com
کسی در زمستان خربزه می خورد، باید پای لرزش هم بنشیند
kurdane.com
شناخت مراکز مشاوره روحی و روانی ایرانیان در هلند
kurdane.com
گیله مرد
kurdane.com
فمنیسم کوردی و راز آن اسلحەی مقدس!
kurdane.com
چه کسانی مسئولان اصلی ترورها بودند؟
"تنفس مصنوعی بە اسلام"؛ به بهانه ی خودسوزی دوتن از یارسانی ها

10 Jun 2013 Larger FontFont SizeSmaller Font ارسال به گوگل پلاس ارسال به فیسبوک ارسال به تویتر ارسال به بالاترین ارسال به دنباله ارسال خبر به دوستان چاپ خبر

kurdane.com
برزو احمدی: رفتار جمهوری اسلامی ناشی از چیست؟ آیا خود سوزی یارسانی ها مقبولیت و مشروعیت یارسانی دارد؟ پیامهای نانوشته ی واکنشهای تاکنونی کدامند؟ هر از چند گاهی، خبرها و گزارشهای در مورد سرکوب و نقض حقوق فردی وجمعی یارسانی ها در ایران در میدیاها انعکاس می یابند. آخرین خبرها راجع به وقوع دو مورد خودسوزی در اعتراض به نقض حقوق خصوصی و شهروندی یک زندانی یارسانی در زندان همدان است. در این سطور تلاش میشود که به سه جنبه از این رویداد هزینه بار پرداخته شود:1. رفتار رژیم جمهوری اسلامی در قبال جامعه ی یارسان، 2. اقدام به خودسوزی دو یارسانی در اعتراض به این رفتار و انعکاس آن در میدیاها و در شبکه های اجتماعی مانند فیسبوک، و 3. واکنشهای تاکنونی (تاریخ نگارش این نوشتار) کوردستانی ها.

1. رفتار جمهوری اسلامی
عنوان "تنفس مصنوعی بە اسلام" از ترجمه ی کتاب "زوال جهان اسلام" بقلم نویسنده ی مصری تبار حامد عبدالصمد آورده شده است. این عنوان بدین دلیل برای این نوشتار انتخاب میشود که بیان عملی رفتار جمهوری اسلامی و رفتار صف مقابل این رژیم در میان کوردستانی ها است. رفتار جمهوری اسلامی در حدود سه دهه و نیم عمرش به مثابه ی جزئی از کلیت جهان اسلام عمل نموده است. جهان اسلامی که در عصر ما وارث امپراطوری قبیله ی قریش است. رفتار وحشتناک و غیرانسانی گروها و رژیمهای رنگارنگ اسلامی با زمان پیدایش اسلام در حدود هزاروچهارصد سال پیش تفاوتی در جوهر از خود نشان نمیدهد. تفاوت تنها در هدف است. هدف از جنایات و بیدادگریهای انجام شده در صدر اسلام برای تحمیل سیادت طایفه بنی هاشم و حاکمیت قبیله ی قریش به مردم بود. اما هدف از جنایات وحشتناک و بیدادگریهای ظالمانه ی وارثان امروزی قبیله قریش، چیزی بجزء دادن تنفس مصنوعی به حاکمیت اسلام در حال اضمحلال نیست. اسلام از همه لحاظ فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و ... در تضاد با دستاوردهای و پیشرفتهای بشریت اعصار مختلف قرار داشته و دارد. از همان ابتدای شروع اشغالگری سپاهیان قریش تاکنون، کمبودها و کم آوردهای دینی، فرهنگی، دانشی و ... در قبال فرهنگها و تمدنهای بومی ایرانی و کوردستانی از طریق اعمال خشونت و سرکوب جبران میشوند. به همین دلیل دشمنی و ضدیت اسلام و اسلامچیها با تمدن کوردها، یارسان تازگی ندارد و در طی چهارده قرن عمر حاکمیتهای رنگارنگ اسلامی در جریان بوده است. فشار و هجوم همه جانبه و روزافرزون رژیم جمهوری اسلامی علیه اعضای جامعه یارسان از همین دشمنی و ضدیت دیرینه ناشی میشود. بقاء تمدن یارسان سند زنده ی شکست اسلام در میان کوردهاست. از طرف دیگر، برای اسلامچیها و رژیم اسلامی در ایران قابل تحمل نیست که کوردها هنوز به سرچشمه ی تمدن خویش دسترسی دارند و ترمیم و احیاء هویت تمدنی خویش برایشان امکانپذیر است.

در طول تاریخ فلسفه و جهانبینی تمدن یارسان برای اسلام خطر محسوب میشده است. بقول کانت روشنگری نقطه ی شروع خروج انسان از نابالغی عقلانی خود است. این نظریه پایه ی فلسفه ی تکامل انسان در جهانبینی تمدن یارسان است. در توافق با حامد عبدالصمد، وفاداری بجای دانستن، ستایش بە جای تفکر آزاد، درونمایەی نظام آموزشی در اسلام است. اما در تمدن یارسان، دانستن و تفکر آزاد منشاء و مبنای وفاداری به و ستایش آنچه از طریق مکانیزمهای مورد پذیرش مردم بعنوان راه مسالمت آمیز زندگی مشترک (راگه حساوی) درجامعه انتخاب میشود. برای روشن شدن منظور به چند سروده مراجعه میشود.

...
شاه یادگارن پیر نرگس چم
چشمۀ غصلانش کردن و فرنگ
...
(برگرفته از گردآوری یارمراد خلیفه، س. 1905)

شاه یادگار جانشین سلطان سهاک بنابه برخیها تاریخها در قرن هشتم هجری است. بنابه این سروده ایشان قرارگاه خود و یارانش در چشمه ی غصلان (واقع در کوهستانهای دلاهو) به فرنگ تبدیل میکنند. در ادبیات آثار یارسانی منظور از فرنگ یونان باستان عصر سقراط، افلاطون و ارسطو و ... است. در اینجا منظور اینست که یارسانیها همانند یونانیها قرنهای پنجم و چهارم قبل از میلاد، در جمهای (تجمعات، نشستها، جمعها، اجتماعات و ...) خودشان بحثهای فرهنگی، سیاسی، فلسفی، اخلاقی، حقوقی و ... باز میکنند و توسعه میدهند. پویای و بالندگی فکری و به تبع آن تکامل انسان (از نظر فکری و تجربی) در چنین بستری مهیا میشود. اما وفاداری و ستایش کورکورانه محصول کدام پروسه و زائیده و کدام محیط است؟ پیامهای چند سروده در آثار یارسانی بازمانده از قرن هفتم در این رابطه روشنگر هستند. این سروده ها متعلق به مجموعه ای سروده راجع به شناسائی گروهای اتنیکی و باوری عصر و تحلیل میزان دوری و نزدیکی آنها به یارسانیها و همچنین سنجش احتمال همیاری و هم صفی با آنها هستند.

بنیامین مرمو:
هنت گروی نیشتنی درهم
و قول ملا موان خاطر جم
آخر موزیشان او راگۀ ستم
گروهی داریم که دور هم جمع میشوند به گفته ی ملا خاطرجمع میشوند باور دارند و ملا هم به راه ظلم و ستم هدایتشان میکند.

احمد مرمو:
هنت گروی چنمان دوره
سجده و شامشان تسبیهو موره
چنی یارستان دایم لازوره
(ترکیب "سجده و شاهشان" بجای "سجده و شامشان" درستر بنظر میرسد" در اینصورت پیام سروده واضح تر میشود. بهر حال آن قسمت از پیام به نوشتار لطمه نمیزند و دراینجا بدان پرداخته نمیشود)

گروهی از ما دور هستند که اهل سجده و تسبیح و مهر نمازند و همیشه علیه یارسان متوسل به زور و خشونت میشوند.

رمزبار مرمو:
هنت گروی مرامان بی رام
ملان او مزگفت چه صبح تا و شام
ریشخند مکران و واته و کلام
گروهی هستند که معلوم نیست تابع چه باور و جهانبینی هستند، از صبح تا شب به مسجد در مراوده هستند و به گفتگو و کلام مسخره میکنند.

آنطوریکه حامد عبدالصمد در اثر مذکور آورده محمد بن عبدالله بر این باور بود که نوآوری اختراع میاورد، اختراع منجر به آشفته فکری میگردد و سرانجام آشفته فکران هم جهنم است. معلوم است که این دیدگاه و جهانبینی علیه تکامل فکری انسان و پویای جامعه است. همینطور در توافق با حامد عبدالصمد، اسکیزوفرنی یعنی روان گسیختگی، خشم و جنون و خود بزرگ بینی سوخت موتور اسلام است. در طول تاریخ این سوخت از طرف منابر، منابع و مراجع و حکومتهای رنگارنگ اسلامی تولید و بازتولید شده و میشوند. سرکوب و ستم علیه جامعه ی تمدنی یارسان را بایستی از این زوایه دید و فهمید.

تنها راه پایان یافتن این وضعیت حداقل در جامعه ی کوردستانی دیده دار شدن اعضای جامعه است. دیده دار شدن هم محصول تکامل فکری انسان و پارگی پرده های ندانستن است. روشن شدن چراغ فکری منازل کوردها و نوربینی اعضای جامعه ی کوردستان هم به حاکمیت انسان خاونکاری میانجامد. این نوع حاکمیت هم حالتی از زندگی جمعی است که در آن انسان مرکز و محور همه چیز است و همه چیز منجمله دین، فرهنگ و سیاست و ... در خدمت انسان است.

2. اقدام به خودسوزی دو یارسانی در همدان
بنابه برداشت من، انسان و جایگاه او در تمدن یارسان والاترین است. هیچ قدرت و تقدسی ورای انسان معنی ندارد. انسان بدون در نظر گرفتن سان (جنسیت، اتنیک، دین، فرهنگ و ...) حق حیات دارد و تحت هیچ شرایطی کسی یا قدرتی مشروعیت ندارد و مجاز نیست که این حق را از او بگیرد. حال اگر انسانی تحت شرایط خاصی خود اقدام به گرفتن حق حیات از خود می نماید، موضوع دیگری است. اینرا از نظر حقوق، اخلاقی، روانکاوی، سیاسی و ... میتوان مورد بحث قرار داد که موضوع بحث این نوشتار نیست. مرگ هر انسانی در هر صورتی، متاثر کننده بوده و ضایعه ی جبران ناپذیر برای بستگان و وابستگان ایشان است. اما اقدام به خود سوزی انسانی و آنهم در اعتراض به شرایط حاکم بر او، زنگ خطر برای جامعه ی موطن و جامعه ی بشری در کل است. اعضای جامعه ی مربوطه بایستی احساس شرم و ننگ کنند که همنوع و هموطنش ناگزیر به گرفتن حق حیات خویش میشود. اقدام به خودسوزی یارسانی ها بدون در نظر گرفتن علل و عوامل مسبب، همانند همه ی موارد خودکشی در میان گروهای آسیب پذیر مانند جوانان، زنان و غیره که در جامعه ی ایران و کوردستان روی میدهند لکه ننگی است بر پیشانی جامعه و اعضای آن. رویدادن اینگونه موارد بدون شک نه تنها نشانگر وجود توحش و خفقان و سرکوب و بطور خلاصه ناحقی در کشور است، بلکه بوضوع بیانگرناسلامتی عمیق جامعه ی موطن است. اینگونه رخدادها سند آنست که همه ی آحاد و اجتماعات متشکل کننده جامعه از نظر حقوق و برخورداری از فرصتهای موجود برابر نیستند.

قبل از ادامه ی اظهارنظر در این باره، من با خانواده و بازماندگان نیکمرد طاهری ابراز همدردی میکنم و آرزومندم که توان و تحمل ضایعه ی از دست دادن آن جانباخته را داشته باشند. همچنین آرزوی زنده ماندن و بازیابی سلامتی کامل برای حسن رضوی که در اثر سوختگی بدن در بیمارستان بستری است، می نمایم. همینطور به یارسانی های معترض و به کسانی که به ظلم و ستم بی حدومرز وحشیانه ای که از طرف نظام اسلامی حاکم، به یارسانی ها روا داشته میشود، اعتراض نموده اند، با دیده احترام مینگرم. با توجه به تراژدی پیامدش اعتراضات دو یارسانی نامبرده و علت اقدامهای آنها، بعنوان یک فعال یارسانی لازم دانستم که نظر خود را در باره ی این شیوه اعتراض بیان کنم.

واقعیت اینست که ظلم و ستم و نابرابری علیه یارسانی ها در طی حدود سه دهه و نیم عمر رژیم اسلامی حاکم به عیان نمونه ی غیرانسانی ترینها و ناعادلانه ترینها بوده است. این جامعه در وطن خویش رسمیت قانونی نداشته و به همین علت از هر گونه حقوق فردی و جمعی با هویت خودشان محروم بوده اند. با این حال، توسل به خشونت و اقدام به خودسوزی بعنوان روش اعتراض از هر نظر مناسب نبوده و پشتوانه ی باوری و فرهنگی در تمدن یارسان هم ندارد. به نظر من جمهای یارسانی بایستی در مقابل اینگونه اقدامات موضعگیری قاطعانه بنمایند و از دست رفتن جان جوانان یارسانی ممانعت بعمل آورند. از این گذشته تمدنی را به دینی تقلیل دادن و تراشیدن سبیل را بعنوان خط قرمز تعرض به آن انتخاب نمودن، با توجه به وسعت و عمق ظلم وستم روا شده بر یارسانی ها، بسیار تاسف آور و حقارت آمیز است. جهاد و شهادت و غیره از روی تعصب مقولات و روشهای اسلامی هستند. این تعصب ناشی از قرائتی از آثار یارسانی است که موجب طرد کردن جوانان یارسانی از جامعه ی خویش شده است. قرائتی که به نادرست ظهور دینی در دوره ی سلطان سهاک تبلیغ و تلقین میکند و داشتن سبیل هم جزء ارکان دین مربوطه قلمداد میگردد. با اتکا و اسناد به یافته های یک دهه و نیم اخیر میتوان با اطمینان گفت که قرائت دینی از یارسان نادرست است. یارسان یک جامعه ی تمدنی است. پایین تر نکاتی به این منظور اضافه میشوند.

این واقعیت است که به حقوق فردی زندانی یارسانی تجاوز گشته و حق حریم خصوصی یا حق مصونیت ایشان با تراشیدن سبیلش پایمال شده است. اما فدا کردن جان انسانها در این مورد پرداخت هزینه ای بسیار سنگین است. بجای قربانی کردن جان خویش، میتوان به مبارزه ی مدنی و مسالمت آمیز روی آورد. عمر رژیم و مکتب و ایدئولوژی حاکمیتش رو به اتمام است و مطمئنا اگر نیکمرد طاهری آن تصمیم دلخراش را نمیگرفت طول عمر به ایشان اجازه میداد که نتیجه ی مبارزه اش را تجربه کند و ثمره ی تلاشهایش را بچشد. این نتیجه هم چیزی کمتر از حصول برابری فردی و جمعی قانونی در جامعه برای اعضای جامعه ی یارسان نخواهد بود. حقوق فردی و جمعی برابر با دیگر هموطنان در همه ی عرصه ها برای اعضای جامعه ی یارسان بایستی معیار سنجش حاکمیت دمکراسی، وجود عدالت، آزادی و قانونمندی و ... در جامعه ی مدیریتی قرار گیرد.

3. واکنشهای تاکنونی
هجوم اخیر رژیم اسلامی به حقوق و حریم خصوصی اعضای جامعه ی یارسان، هر چند آن حقوق حریم رسمیت نیافه اند، و تبعات دلخراش آن واکنشهای متفاوتی بدنبال داشت. واکنشها و اعتراضات در داخل و بخصوص در پیوند با خاکسپاری نیکمرد طاهری نسبت به گذشته شدیدتر و گسترده ترگزارش شده اند. اعتراضات و محکوم سازیها از طرف اشخاص، جریانات و نهادهای کوردستانی بسیار فراگیرتر از هر زمان دیگری بودند. شاید اینها را متاثر از دو عامل اصلی بهم وابسته: 1. خیزش یارسانیها در سالهای اخیر و 2. ارتقا سطح آگاهی کوردها در رابطه با فرهنگ و تمدن خودشان، یارسان دانست.

اینرا بایستی تاکید کرد که شدت و گستردگی اعتراضات جای خوشحالی و امیدواری است. اما تفاوت در واکنشها که ناشی از دیدگاهای مختلف نسبت به جامعه ی یارسان است بسیار نگران کننده هستند. اگر تصویر از ساختار سیاسی و جامعه ی مدیریتی (کشوری) در محدوده ی کوردستان یا در چهارچوب ایران در آینده ی بعد از رژیم اسلامی حاکم در کشور روشن می بود، قاعدتا نبایستی دیدگاها و به تبع آنها ادبیات جریانت و نهادهای مربوطه راجع به جامعه ی یارسان تا این حد تفاوت از خود نشان میدادند. در اینجا بطور خلاصه نمونه های از آن تفاوتهای دیدگاهی و ادبیاتی مورد اشاره قرار میگیرند.

1. نامهای بکارگرفته شده برای نامبردن از جامعه ی یارسان متفاوت و غالبا نادرست بودند، پیروان آیین یاری، پیروان آیین یارسان، پیروان اهل حق و ... بکار گرفته شده بود. تعجب آورتر از همه بکارگیری ترکیب "دروایش اهل حق" بعنوان نامی بر جامعه ی یارسان در برخی نوشته ها بود. و از همه بدتر بکار گیری ترکیبهای "مذهب" یارسان و پیروان "مذهب" یارسان است. بعضیهای دیگر ابتکار بکارگیری عنوان "اقلیت ملی - مذهبی" برای نامبردن از جامعه ی یارسان از آن خود کرده بودند. همچنین اطلاعات اضافه شده به خبرها و گزارشها دارای کم و کاستیها عمدی و سهوی بودند. علل گوناگونی را میتوان برای این کمبودها و تفاوتها برشمرد.

الف) شاید اصلی ترین علت آن باشد که یارسان بعنوان یک جامعه زنده و فعال، البته بعداز قرن هشتم هجری، تازه وارد گفتمان حقوقی، اجتماعی و سیاسی در سطح کوردستان (همه سرزمین کوردها بدون توجه به تقسیمات کشوری) و منطقه شده است. هنوز اطلاعات درست و دانش مرتبط در شریانهای فکری جامعه کوردستان به اندازه ی کافی و مناسب تزریق نشده اند.

ب) نابالغی و ناپختگی فکری و ناهمخوانی دیدگاهی نخبگان و فعالین یارسانی: علیرغم یافته های بیش از یک دهه ی اخیر متاسفانه تعداد کمی از نخبگان و فعالین یارسانی اطلاعات و دانش خود را بروز کرده اند. دانش کافی برای قانع شدن و برسمیت شناختن یارسان بعنوان یک جامعه ی تمدنی در دسترس هست. شوربختانه فعالینی بر روی صندلی کارشناسی مسائل یارسان در استودیو رسانه ها می نشینند و یا قلم بدست و میکروفون به دهان میگیرند که به آخرین اطلاعات و دانش منسجم و پژوهش پایه استخراج شده از آثار یارسانی منور نیستند. بنابراینها، عدم توافق دیدگاهی و بینشی بر سر هویت جامعه نزد خود یارسانی ها موجب سردرگمی و گمراهی در میان همسایه گان شده است.

پ) میدیاهای وابسته و روشنگری نادرست: جریانات سیاسی مطرح شرق کوردستان (کوردستان ضمیمه ی ایران) در صورت لزوم اعضا و افراد وابسته بخودشان تحت عنوان کارآشنا و کارشناس برای نظردهی در رابطه با یارسان به میدیاهایشان فرا خوانده میشوند. آنها اطلاعات و دانش ناقص خودشان در مورد جامعه ی یارسان را در انطباق با امیال و اهداف جریانهای مربوطه مطرح می نمایند. نظرات کارشناسهای خودی معمولا ناتمام و نارسا هستند. این نوع اطلاع رسانی و روشنگری در رابطه با یارسان هم بنوبه ی خود در سردرگمی اطلاعاتی راجع به یارسان تاثیر منفی خودش داشته است.

ج) آثار موجود: غالب آثار در دسترس از از زاویه دید دینی نگاشته شده اند و حاوی اطلاعات بغایت نادرست و غیرمستند در رابطه با یارسان هستند.

چ) اسلام اندیشی و اسلامگرایی: علت قابل توجه و تامل دیگر اینست که کنشگران، نهادها و جریانات حقوق بشری، فرهنگی، ادبی، سیاسی و غیره ی کوردستانی علیرغم مدعی مدافع حقوق بشر بودنشان، ادعای دمکرات و سوسیالیست و سکولار و دین ناباور بودنشان، هنوز بندنافشان از اسلام بریده نشده است. هنوز تفکرات و روشهای سنتی و اسلامی در رفتار، رویکردها و عملکردهای روزمره ی آنها مشهود و قابل انگشت نمائی هستند. بعلاوه، جریانات کوردستانی "سنی پیشینه" علیرغم همه ی ادعاهای نواندیشانه و نوگرایانه و تجددمابانه شان تمایلی به پذیرش یارسان خارج از قالبی مذهبی و دینی ندارند. اینها میخواهند که رکن فرهنگی و دینی تعریف ملت کورد بزعم خودشان همان اسلام که رکن تعریف ملت ایران هم هست، دستنخورده باقی بماند.

بطور خلاصه، جامعه ای که تا دیروز تحت عناوین مذهبی و دینی متفاوت و آنهم زیر علم شاخه ی اسلام و شیعه، به حاشیه رانده شده بود، امروزه به یمن تلاشها و پژوهشهای بیش از یک دهه ی اخیر به مثابه ی فرهنگ اصیل و تمدن مادر کوردها در حال جاافتادن است. این تحولی بزرگ در مدتی برای ایجاد تغییر، نسبتا کوتاه است. این تحول از طرف لوکومتیو فکری جامعه یعنی منابع و نهادهای آکادمیکی پیشگامی و پیگیری نمیشود، شاید به همین علت، تازه های عرصه آنطوریکه باید جلب اعتماد ننموده و فراگیر و توده گیر نشده اند. شاید هم یافته های مربوطه از سوی نیروهای ذی منافع بیرونی (مورد اشاره در فوق) و درونی (آنهایکه خود را بموجب دیدگاهای دینی مقدس و مهم یافته اند) با مانع تراشی و سدسازی مواجهه هستند. بنظر من، فعالین، نهادها و جریانات گوناگون کوردستانی بویژه سیاسی کاران، بایستی با احساس مسئولیت بیشتر و دوراندیشی جدی تری به مساله ی یارسان برخورد کنند. آنها قاعدتا بایستی جویای تازه های عرصه شوند و دانش خودشان را بروز درآورند. با تاسف بایستی گفت که "علم پایه" نبودن سیاسی کاری بر فرایند بروز رسانی دانش سنگینی بازدارنده و مخربی دارد.

نظر به اوضاع و شرایط توصیف شده در فوق، یارسانیها خودشان الزاما بایستی با اطلاعات بروز شده و دیدگاهای آبدیده در پژوهشهای مستند در آثار یارسانی پیشگام معرفی درست جامعه ی خوِیش با عطف به همه ی جوانب مساله (حقوق، فرهنگی، سیاسی و ...) باشند. با توجه به تراکم میدیاها و شبکه های اجتماعی اطلاعات درست یا نادرست بطور گسترده و به سرعت منتشر میشوند و برای مدتهای مدید نامعلومی در جریان خواهند بود. بنابراینها، هوشیاری زیاد یارسانی ها بطور اخص و کوردستانی بطور اعم میتواند جامعه ی با هویت تمدنی انسان محورانه بومی که در آن در بین آحاد و اجتماعاتش متشکل کننده اش اتحادی اختیاری و عشق ورزانه پیوند دهنده است، جای جامعه ی امت گونه ی امروزی بگیرد.

2. هجوم رژیم اسلامی به حقوق فردی و جامعه ی یارسان و نقض حریم خصوصی یارسانی ها، اهانت به دین توصیف شده است. این توصیف از آنجا بیشتر نگران کننده است که از طرف کنشگران، نهادها و جریانات حقوق بشری، سیاسی و غیره ارائه میگردد. بنظر من حداقل جریانات سیاسی و حقوق بشری و نهادهای مدنی بایستی پختگی بیشتری در این مورد ازخود نشان میدادند و از مفهومات شریعت پسند و اسلام اندیشی دوری میجستند. اینها بایستی بر وزن و مبنای حق و حقوق با اتکا به و در انطباق با کنوانسیونهای جهانی و میثاقهای متعددی که در این زمینه ها معیار سنجش قرار میگیرند، حرف میزدند و با کمک واژگان غیر سیاسی و حقوقی مانند تقدس و توهین رویدادها را سبک و سنگین نمیکردند. آیا اینها میخواهند در فردای بقدرت خزیدن برنامه های جریانات مطبوعشان با همین معیارها حقوق و آزادیها برآورد کنند؟ اگر این جریانات انقلابی خودشان را دستخوش انقلاب فکری و دیدگاهی نکنند، بغیر از یارسانیها گروهای دیگر نیاز به توسل به اعتراض حتی از نوع خودسوزی برای رسمیت یابی حقوق و آزادیهایشان نیاز پیدا خواهند کرد. شما قرار است که دمکرات، سوسیالیست و ... باشید، تعریف سیاسی و حقوقی شما از واژگان توهین و تقدس چیست؟

همانند حکومتهای اسلامی، قران و موازین اسلامی دلخواه را مبنای قانون در مملکت قرار دادن و پیامبران، امامان و رهبرانشان را در هاله ی تقدس پیچاندن و مجازاتهای سنگین برای متخلفان در ماده ها و پارگرافهای قانون لحاظ نمودن در عمل در میان کوردستانی ها نمونه موجود است. هریم کوردستان علیرغم همه ی رنگ آمیزها برای مدرن جلوه نمائی، حکومتی اسلامی بیش نیست. تبعات تولید و بازتولید این چرخه ی تقدس و توهین حاکمیتی بهتر از حکومت هریم که در آن یارسانیها مقیمش (موسوم به کاکه یی) از بی حقوق ترینها هستند، ارمغان مبارزه ی امروز جریانات ما نخواهد بود. چند روز پیش یک جوان یارسانی ناآشنا به اینترنت و فیسبوک ساکن هریم کوردستان اسلامی، تنها بجرم لایک کردن یک پیج منتقد اسلام به شش ماه زندان محکوم شد و تازه طبق گفته ی قاضی منصف و محترم پرونده، حکم بایستی سه سال میبود.

3. در برخی نوشته ها و محکومیت نامه های اخیر جامعه ی یارسان بعنوان اقلیت مذهبی، دینی یا ملی و مذهبی قلمداد شده بودند. ترس از چیست که یارسان به مثابه ی جامعه ی تمدنی یا طبق ادبیات گفتمان رایج، قومی از ملت کورد در مقام یک واحد اجتماعی غیردینی وارد گفتمان حقوق بشری، سیاسی و ... بر سر نظام بعد از رژیم اسلامی حاکم کنونی شود. از نظرحقوق بشری دوران مبناقردادان اقلیت و اکثریت برای برخورداری از حقوق فردی و جمعی، آزدایها، فرصتها و ... موجود در جامعه بسر رسیده است. در کشورهای که سران جریانات ما اقامت، تابعیت و یا به آنها مراوده دارند این معیارها و ادبیات کنار گذاشته شده اند. حقوق برابر برای وزن و واحدی حال اجتماعی، سیاسی و ... برابر در نظر است. شاید هم در نظر است که در پناه خامی برخی از فعالان و باصطلاح کارشناسان یارسانی، با مذهب و دین خواندن و اقلیت چنین و چنان دانستن یارسان، این جامعه را به حاشیه بار دیگر به حاشیه رانده شود و از مشارکت در مملکت داری و جامعه سازی با هویت خودشان محروم گردند. از آنجائیکه در برخی دیدگاها، کوردستان هنوز عملا در اشغال مهاجمان قریش تلقی میشود، هدف فوق در دستورکار و برنامه ی برخی گروها باشد. بعید نیست. بهرحال امیدوارم که جریانات و نهادهای کوردستانی عمیق تر و جدی تر به جهان پیرامون و مسائل نگاه کنند.

4. شهید خواندن نیکمرد طاهری
قبل از هر سخنی لازم می بینم تاکید کنم که نظرات زیر در رابطه با شان و جایگاه جانباخته گان راه آزادی و عدالت و ... بطور عام نیست. در این شکی نیست که جانباخته گان منجمله نیکمرد طاهر از عزیزترین کسان جامعه هستند که برای عدالت و برابری و آزادی انسانهای همنوع خویش و علیه نابرابری و بی عدالتی و ظلم و زور در جامعه، جان خود را فدا میکنند. در برابر بازماندگان همه ی جانباخته گان سراحترام فرود میاورم و به روح جانباخته گان درود میفرستم. در اینجا بحث بر سر تلفیق دینمداری و سیاستکاری فعالان و جریانات کوردستانی است.

در برخی موضعگیری ها و اظهارنظرات نیکمرد طاهری شهید یارسانی خوانده شده است. این ادبیات برای کیانوش آسا که در جریان تظاهراتها و اعتراضهای بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال 1388 در ایران توسط نیروهای رژیم ترور شد، بکار گرفته میشود. مقوله ی شهید در ادبیات سیاسی جریانات ما یعنی چه آیا تعریفی مستقل برای آن بدست داده شده است یا اینکه عاریه ای است از ادبیات و جهانبینی اسلامی؟ در واقع شهید و شهادت و ... واژه های هستند که جریانات کوردستانی سنی پیشینه و سنیگرا از مکتب و جهانبینی اسلامی عاریه گرفته اند. در این دیدگاه مقوله ی شهید همان است که در اسلام کاربرد دارد و مبارزه ی مسلحانه (پیشمرگایه تی) مصداق جهاد قرار میگیرد. این فقط رمانتیک کردن و تقدس بخشید به انقلاب خشونت بار و راه حل نظامی یا پیشمرگایه تی است. در ادبیات اسلامی شهید به کسی اطلاق میشود که در جهاد بخاطر دین و در راه خدا کشته شده باشد. اما در ادبیات سیاسی رایج تقریبا به معنی "کشته شدن تحت شرایطی سیاسی" بکارگرفته میشود. در آنجا قرار است که الله اجر و پاداش دهنده باشد و در اینجا انتظار این است هموطنها یا هم ملیتیها یا هم مسلکها شهید را بیاد داشته باشند. تا چند سال پیش نقل قول حدیث "بهترین پاداش برای شهیدان ادامه دادن راهشان است" از برخی رهبران جریانات ما در گفته ها و نوشته ها مرقوب و مرسوم بود. بعلاوه، طبق موارد مشابه در سطح جهان، در صورت بقدرت رسید جریان مطبوع جانباخته گان امتیازات و تسهیلاتی برای خانواده ها و بازماندگانشان لحاظ میشود. نمونه ی هریم کوردستان حاکی از آن است که پاداشدهیها و امتیازدهیها فقط در صورتی برای بازماندگانی مقدور است که وابسته به جریان مربوطه باقی بمانند. در صورت ارتداد از تشکیلات هر گونه امتیازات و پاداشی خبری نیست. این موضوعات میتوانند در جای خود باز و توسعه داده شوند و در اینجا به این اشارات اکتفا میشود.

از اینها بگذریم باورها و جهانبینی یارسانی با دیدگاها و ادبیات مرتبط با شهید و شهادت و همچنین روشها و راه حلهای خشونت آمیز مبارزه بیگانه هست و بنظر من فعالان یارسانی بایستی استقلال همه جانبه ی (باوری، دیدگاهی، ادبیاتی و...) خودشان را حفظ نمایند.

تجربه ی نمونه های موفق جهان پیشرفته یا متمدن نشان میدهد که الزاما بایستی بند ناف سیاسی کاران و جریانات مطبوعشان از اسلام بریده شود. بایستی چرخه ی جهاد و شهادت و تقدس و توهین را کنار گذاشت و با اتکا به موازین، مکانیزمها و الگوهای متعارف و تجربه شده در جوامع پیشگام انسان محوری در جهان امروز، جامعه ی کوردستان را برای حاکمیت برخویش آماده ساخت. در غیر اینصورت ما به بقاء هژمونی فرهنگ اسلامی و حاکمیت اسلام کمک میکنیم و از آنطریق هم تنفس مصنوعی به اسلام میدهیم.

سخن آخر
بعد از تحمل حدود سه دهه ونیم غیرانسان ترین ظلم و ستمها، سرانجام یارسانی ها در ایران درفش کاویانی علیه ظلم و ستم و برای مطالبات خویش به اهتزار درآوردند. خواسته ها و مطالبات یارسانی ها با استناد و اتکا به اعلامیه جهانی حقوق بشر و دیگر مصوبات و میثاقهای جهانی مربوط به حقوق بشر روا بوده و باید تثبیت شوند. جامعه ی یارسان مستحق و محق حقوق فردی و جمعی برابر در قالب حق امورات شخصی، حقوق شهروندی و ... هستند. یارسان باید به مثابه ی یک جامعه ی تمدنی با آیین و فرهنگ مستقل و منحصر بخود رسمیت قانونی داشته باشد. باید اعمال تبعیض قانونی و ساختاری علیه یارسانی ها کاملا از بین بروند.

bo_ahmadi@yahoo.com
نهم ژوئن 2013
 
نویسنده نظر: کوسار سةرپیل|11 Jun 2013 - 20:07
آقای برزو احمدی
من به عنوان فردی از ملت کورد از مشقات کوردهای یارسان تا حدی مطلعم و با آنان احساس همدردی دارم و غم آنان را غم خود نیز می دانم اما نوشته ی شما -که لحن تند و گزنده علیه همه حتی ملت کورد نیز دارد- دارای مواردی از حقیقت و بخش بزرگی نیز خالی از حقیقت و تنها اتهام زنی است ! برای نمونه توجه فرمایید :
1- شما احزاب کورد روژهةلات را متهم به دین گرایی و سنی گرایی می کنید و آن را اتهام برجسته ای علیه آنان قلمداد می کنید . ممکن است آن را با شواهد نشان دهید که مثلا حزب چپ گرا و کمونیست کومله چطور از اسلام و اهل سنت دفاع نمود و حقوق یارسان را زیر پا نهاد ؟!! 2- شما حکومت اقلیم کوردستان را متهم می کنید که حقوق کاکه ایها را نقض نموده می توانید آن را با مثال نشان دهید ؟ درحالی در آنجا کاکه ای ها خود بیشتر مقصرند ! حکومت اقلیم سکولار است و در کابینه و پارلمان مسلمان و مسیحی و یارسان و ایزدی وجود دارند .
3-شما نوشته اید : (چند روز پیش یک جوان یارسانی ناآشنا به اینترنت و فیسبوک ساکن هریم کوردستان اسلامی، تنها بجرم لایک کردن یک پیج منتقد اسلام به شش ماه زندان محکوم شد و تازه طبق گفته ی قاضی منصف و محترم پرونده، حکم بایستی سه سال میبود.) ممکن است منبع موثق این خبر را بنویسید تا بواسطه این نوشته تمام نوشته های دیگر شما بی اعتبار نشود .
4- از لحن نوشته شما بر می آید که شما فعال حقوق بشر یارسانی نیستید بلکه انسانی کاملا معتقد به دین خود بوده و از آن دفاع می کنید که البته حق طبیعی شما است ولی چرا چنین دیدگاهی را حتی با غلظت بسیار کمتر از دیگران قبول نمی کنید و آن را همچون اتهام و جرم سنگینی برای آنان عنوان می کنید ؟!!

نظر خود را در مورد این مطلب بنویسید‌




لطفا کد زیر را وارد نمائید: